قالب وبلاگ

الله اکبر ....جانم فدای رهبر
[ ۱۳٩٠/۱٠/٥ ] [ ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ ونایی ]
آرزوهایی که به خاک سپرده شد
۱۳٩٠/٩/۳٠  توسط 313

 باز هم مادری داغدار شده و به روی پیکر کودکش خاک می‌ریزد؛

 

 

با شهادت ساجده شمار کودکانی که به دست نیروهای آل‌خلیفه به شهادت رسیده‌اند به شش تن رسید. .همه این جنایات در حالی اتفاق می‌افتد که عربستان سعودی برای بار چندم  نسبت به هر اتفاقی که امنیت و ثبات را در بحرین به خطر بیندازد هشدار داده است.

 


ساجده فیصل؛ شهیده‌ای که تنها 5 روز داشت، پس از آنکه مزدوران رژیم به منزل خانواده وی در منطقه البلاد القدیم گازهای سمی پرتاب کرده بودند، دچار خفگی شد و به خیل شهدای انتفاضه مردم بحرین پیوست.

باز هم فریاد مظلومیت؛‌ بازهم ندای غربت و باز هم طنین آیه بای ذنب قتلت؛ باز هم در دنیا تاریخ تکرار می‌شود و کودک معصوم و مظلومی برای نشان دادن سفاکی ستمگران قربانی می‌شود اما این‌بار نه روی دستان پدر و نه با تیر سه شعبه بلکه با گاز سمی و در اوج مظلومیت.

باز هم مادری داغدار شده و به روی پیکر کودکش خاک می‌ریزد و پدری  با چشم گریان و دلی سوزان پیکر معصومه‌اش را زیر خاک می‌کند.

شهیده ساجده فیصل؛ کوچک‌ترین شهید انتفاضه بحرین در روز عاشورا در یکی از خانواده‌های مقیم منطقه "البلاد القدیم" دیده به این جهان گشود. پدر و مادر ساجده در شوق تولد فرزندشان بودند که یکباره جنایت آل خلیفه و آل سعود رویارویی این پدر و مادر را به کابوسی بزرگ تبدیل کردند.

آری شهیده ساجده فیصل اسیر ظلم طاغوتیان شد. پزشک معالج این نوزاد 5 روزه، علت شهادت وی را استنشاق گازهای سمی تشخیص داد؛ چرا که نیروهای وابسته به رژیم آل‌خلیفه برای سرکوب انقلابیون این منطقه اقدام به شلیک گازهای اشک آور و سمی به سمت آنها کردند که این موضوع موجب شهادت ساجده شد.

ساجده 5 روزه شهیده شد. شهادت کودک معصوم 5 روزه اوج خونخواری رژیم آل خلیفه را نشان می‌دهد که این‌بار با شلیک گازهای سمی که به گفته متخصصان در اماکن بسته و مناطق مرطوب کشنده است،  انجام شد.

 

فعالان حقوقی و شخصیت های سیاسی بحرینی خواستارمحاکمه مقامات رژیم آل خلیفه به اتهام نقض حقوق بشر و ارتکاب جنایات گسترده علیه مردم بحرین در دادگاه های بین المللی شدند. اما انگار که گوش شنوایی در دنیا نیست و جهان چشمان بسته خود را نمی خواهد باز کند و گویی همه امید، پس از خدا به دستان قدرتمند مردم بحرین است که جانیان را به زودی به دادگاه‌ محاکمه بکشانند.

البته شهادت کودکان نیز موضوع تازه ای نیست چرا که چندی پیش یک کودک شش ساله بر اثر تنفس گاز اشک‌آوری که از سوی نیروهای امنیتی آل خلیفه به سوی تظاهرکنندگان در یک منطقه مسکونی شلیک شد، جان خود را از دست داد. با شهادت ساجده شمار کودکانی که به دست نیروهای آل‌خلیفه به شهادت رسیده‌اند به شش تن رسید.

همه این جنایات در حالی اتفاق می افتد که عربستان سعودی برای بار چندم  نسبت به آنچه به خطر انداختن امنیت و ثبات در بحرین خواند، هشدار می دهد و تاکید می کند که همواره در کنار پادشاه و رژیم آن خواهد ایستاد.

گویی همه ظلم دستان خود را در دستان هم فشرده اند و می خواهند نگذارند که بحرین تبدیل به مصر و لیبی شود.اما شهادت ساجده‌ها نشان از استیصال رژیم بی رحم و سنگدل ال خلیفه دارد و اینکه از روزشمار پایان عمرآل خلیفه و حکومتش

[ ۱۳٩٠/۱٠/٥ ] [ ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ ونایی ]

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و جامعه عصر امروز، "گلشیفته فراهانی" یکی از بازیگران عرصه سینما و تلویزیون جمهوری اسلامی ایران بود که در عرصه هنری کارنامه بسیار موفقی داشت و جوایز بسیاری را بخاطر برخی در نقش های مختلف  دریافت کرده بود،مدتی است در پی آرزوی جهانی شدنش (!) به کشورهای غربی سفر کرده است.

گلشیفته فراهانی در سینمای ایران نامی برای خود دست و پا کرد و پله های ترقی را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشت به طوری که امید می رفت این هنرپیشه به بازیگر اول زن سینمای ایران تبدیل شود اما گلشیفته فراهانی قدر این جایگاه را ندانست و به دلیل رفع نیازهای جنسی اش بازی در فیلم های غیر اخلاقی غرب را برگزید.

نقطه مقابل فراهانی، سهیر رمزی بازیگر مصری تازه مسلمان شده قرار دارد. بازیگری که هرچند سابقه طولانی در فیلم های ضداخلاقی داشت اما با قبول پوشش اسلامی ، خط بطلانی به گذشته سراسر تاریکش کشید.

[ ۱۳٩٠/۸/٤ ] [ ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ] [ ونایی ]
 
 
غلامرضا قلندریان

موضوع اخراج دانش آموزان محجبه در کشورهای اروپایی، داستان تکراری برخورد با پوشش اسلامی را بار دیگر در محافل رسانه ای مطرح نمود. در واکنش به این موضوع، سازمانهای غیردولتی با بیانیه های علمی، عقلانی و مستند، رفتار مدعیان دروغین دموکراسی را محکوم نمودند.

 اخراج پی در پی مسلمانان از محیطهای شغلی و تحصیلی در کشورهای غربی، این پرسش همیشگی را به ذهن متبادر می سازد که رفتار دولتمردان اروپایی نسبت به مسلمانان با وجود ادعاهای فراوان حقوق بشری، چگونه قابل توجیه است؟
غرب از رشد اسلام در جغرافیای سرزمینی خود در هراس است و حجاب را به عنوان نماد مذهب و اسلامگرایی را یک محدودیت و مانع در برابر ایده های نامشروع خود ارزیابی می کند. از این رو، موضوع برخورد با زنان محجبه و مسلمان را به شکل گسترده در کشورهای متعدد قاره اروپا در دستور کار قرار دادند تا به زعم خود مانع پیشرفت اسلامگرایی شوند. این در حالی است که اکنون رشد فزاینده گرایش به اسلام، آمار روبه رشد مساجد و انسجام مسلمانان در نقاط مختلف جهان، برنامه های آنان را با بن بست مواجه نموده است. اسلام برای زن به عنوان یک انسان، ارزش و شأنیت قایل است و هرگونه استفاده ابزاری از آن را مغایر با هدفهای متعالی خلقت می داند و از حقوق زن در جامعه دفاع می کند. قرآن کریم می فرماید: «خلقکم من نفس واحده»؛ یعنی «خداوند شما (اعم از زن و مرد) را از یک حقیقت آفرید.» پیامبر اعظم(ص) نیز فرمودند: «الناس کلهم سواء کالانسان المشط»؛ «یعنی مردم اعم از زن و مرد، مانند دانه های شانه با هم برابرند.» ولی نوع نگاه در غرب بر اساس مبانی معرفتی اومانیسم، با دیدگاه اسلامی متفاوت است. نگاه منفعت طلبانه در غرب جنس مخالف را ابزار سوءاستفاده در حوزه های گوناگون قرار داد. روزگاری غرب برای زن هیچ گونه جایگاهی قایل نبود و از ابتدای قرن بیستم بویژه پس از پایان جنگ جهانی اول، زن برای بهره کشی در عرصه های گوناگون وارد صحنه اجتماع شد. حضرت آیةا... خامنه ای در فرازی از فرمایشاتشان در این زمینه فرمودند: «غربیها مدعی اند که حجاب یک مسأله دینی است و در جوامع لائیک نباید ظهور پیدا کند، اما علت واقعی مخالفت غرب با حجاب این است که سیاست راهبردی و بنیانی غرب درباره زن یعنی عرضه شدن و هرزه شدن زن را با چالش روبه رو می کند و مانع تحقق آن می شود.»
آنچه امروز سیاستمداران غرب را از حجاب زن مسلمان به عنوان یک شهروند دچار هراس نموده است، الگو شدن نمادهای دینی است که منافع نامشروع آنان را به خطر انداخته و نمی توانند رشد و تعالی انسانیت را به نظاره بنشینند. لذا با برخوردهای فیزیکی و یا تصویب قوانین محدود کننده، تلاش می کنند از رشد گرایش به آداب انسانی و اسلامی جلوگیری کنند. «مستر همفر» جاسوس انگلیسی می گوید: «پس از آنکه زنان را از چادر و عبا بیرون آوردیم، باید جوانان را تحریک کنیم دنبال آنان بیفتند تا در میان مسلمانان فساد رواج یابد و برای پیشبرد این نقشه لازم است اول زنان غیرمسلمان را از حجاب بیرون آوریم تا زنان مسلمان از آنان یاد بگیرند.» پر واضح است، غرب از تعریف وضعیتی که برای جامعه زنان در جغرافیای اندیشه مغرب زمین داشته، تجارت و از این طریق کسب ثروت نموده و نمی تواند با بی تفاوتی شاهد از دست دادن ثروتش باشد، لذا مکانیسم برخورد طراحی می کند.
نکته قابل تأمل دیگر رفتار دوگانه غرب در ادعای دموکراسی و حقوق بشر است. دولتمردان غرب همواره از طریق استفاده از این ابزار، کشورهای خارج از منظومه منافع و اقمار را در محافل جهانی محکوم و بستر برخوردهای حقوقی را فراهم می کنند. نخبگان غربی اعم از اجرایی و تئوریک با تدوین قوانین در پارلمان این کشورها، از حقوق همجنس بازان دفاع می کنند، ازدواج غیرعقلانی آنها را مشروع جلوه می دهند و توهین به عقاید مسلمانان، هتک حرمت قرآن و باورهای اسلامی را با توجیه آزادی بیان، قابل دفاع می دانند. در مقابل، با مسلمانان برخوردهای سلبی نموده و آنها را از حداقل حقوق اجتماعی شان محروم می کنند. بدون تردید، این دوگانگی پرده از نفاق مدعیان انسانیت در کشورهای غربی برمی دارد و آنها را بیش از پیش نزد افکار عمومی جهان رسوا می سازد، به گونه ای که ماده 2 اعلامیه حقوق بشر در این زمینه اشعار می دارد: «هر فردی بدون هیچ گونه تمایز، بخصوص از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، تولد یا هرموقعیت دیگر، از تمام حقوق و آزادیهای اعلام شده در این اعلامیه برخوردار است». این نوع نگاه به مفاهیم حقوق بشری از سوی بنگاه های خبرساز و تصمیم ساز غرب که سیاستمداران را تغذیه می کنند، بیانگر این واقعیت است که آنها تا زمانی به این ارزشها معتقدند که منافع استکباری شان تأمین گردد. اگر منافع آنها دچار مخاطره گردید، ظرفیت زیر پا گذاشتن همه شعارهای آزادی و دفاع از حقوق بشر و اعلامیه های جهانی مرتبط با آن را دارند.
بدون شک، یکی از علتهای نگرانی کشورهای اروپایی از موضوع حجاب امنیتی، معرفی کردن این موضوع است. صاحبان کرسی قدرت که اکنون در گرداب انواع مشکلات اقتصادی فرو رفته اند، تلاش می کنند با بزرگنمایی خطر مسلمانان، ضمن سر پوش گذاشتن بر ضعفها و ناتوانیهایشان، خود را به عنوان ناجی تمدن غرب در مقابل اسلام معرفی کنند، تا ضمن فرار از پاسخگویی به مشکلات، زمینه بازگشت به قدرت را نیز برای جریانهای سیاسی همسو فراهم کنند. «فلیپ روند» نویسنده تندرو غربی، برای توجه غربیان به خطر مسلمانان در غرب می گوید: «مسلمانان بمب انفجاری هستند و اسلام بسیاری از مردم، بویژه مردم اروپا را به سوی خود جذب می کند».
بر کسی پوشیده نیست، غرب هیچ گاه با اسلام از در آشتی وارد نخواهد شد. اگر از تعامل با جهان اسلام سخن گفته می شود، صرفاً قرائتی از اسلام را می پذیرند که استکبارستیز نباشد و اسلامی را تحمل می کنند که حاکمان آن در پازل تعیین شده از سوی نظام سلطه، نقش ایفا کنند. طرح اسلام ناب که حجاب در زمره مسلمات آن است و مسلمانان ناگزیر از رعایت این فریضه الهی می باشند، در اندیشه دولتمردان و نخبگان کشورهای یاد شده، توجیه پذیر نیست. مسلمانان در هر گوشه ای از جهان، به این واقعیت معترفند که محدودیتها در جوامع غیراسلامی برای آنها نوعی فرصت است، زیرا با دفاع مصرانه می توانند هویت اسلامی را حفظ و به جهانیان معرفی کنند، همان گونه که «یوهان ریدلی» خبرنگار مسلمان شبکه تلویزیونی «اسلام تی وی» معتقد است: «هرچه بر ما سخت بگیرند، بیدارتر می شویم».

[ ۱۳٩٠/٧/۳٠ ] [ ٩:۳٩ ‎ق.ظ ] [ ونایی ]
 
تقدیم به کسانی که کوشیده‏اند از طریق فاصله انداختن میان ارزشها با روش تحقّق عینی آنها، میان حجاب با عفاف، تفکیک نموده و حجاب را غیر ضروری بخوانند و حفظ عفّت را بدون حجاب نیز ممکن می‏دانند. اینک ما این تلاش را ارزیابی می‏کنیم:
1ـ معنای لغوی: عفاف از ریشه "عفّت" است و راغب اصفهانی در مفردات(1) خود، عفّت را معنی می‏کند: عفّت، پدید آمدن حالتی برای نفس است که به وسیله آن از فزون خواهی شهوت جلوگیری شود. پایه عفاف، خویشتن‏داری است و ردّپایی از جنسیّت یا اختصاص به جنس خاص (زن) در معنی لغوی عفاف، وجود ندارد.
معنای اصلاحی: در تفکّر اسلامی، عفاف، گونه‏ای منش است همراه با کُنِش رفتاری و گفتاری.

عفاف در قرآن: در قرآن چهار بار از ریشه عفاف، استفاده شده است:

1ـ سوره بقره ـ 273: کنش بزرگ منشانه، عفاف است.
2ـ سوره نساء ـ 6: خویشتنداری از دست یازی به اموال یتیمان عفاف است.
3ـ سوره نور ـ 32: در این آیه خویشتن‏داری (استعفاف) را به رام کردن قوّه جنسی اطلاق فرموده است.
4ـ سوره نور ـ 60: فروگذاردن جامه به معنای عفاف تلقی می شود.
عفاف از منظر تفکّر اسلامی، هم رویه درونی دارد که حالتی نفسانی جهت کنترل و جهت‏دهی به شهوت (کشش و اشتیاق) است و هم رویه‏ای بیرونی که نشانه‏هایش در رفتار و گفتار هویدا می‏شود تا حالت درون را به نمایش گذارد. در روایات اسلامی نیز "عفاف" به معنی "خویشتن‏داری" است که در کردار و گفتار آشکار باشد.
در اسلام از نشانه‏های برجسته «عفاف» می‏توان به پوشش اسلامی (حجاب) اشاره نمود.(5) نشانه بودن «حجاب» برای «عفاف» گریزناپذیر است. معنای اصطلاحی شهوت: غالبا به خواهش و اشتیاق جنسی انسان، شهوت گفته می‏شود و شهوترانی را در بخش کوچکی از گستره امیال نفس به کار می‏برند حال آنکه در تحلیل قرآن و روایات، «شهوت به معنی عام» در برابر «عفّت به معنی عام» قرار دارد. خواهش نفس و تلاش برای برآوردن آن میل، در برابر خویشتن‏داری در طاعت خواهشهای نفسانی است. شهید مطهری در "تعلیم و تربیت در اسلام" می‏گویند: «عفاف یعنی آن حالت نفسانی یعنی رام بودن قوّه شهوانی تحت حکومت عقل و ایمان. عفاف و پاکدامنی یعنی تحت تأثیر قوّه شهوانی نبودن، این معنی عفاف است.»

ویژگی‏های مفهوم عفاف:

1ـ خصلتی انسانی است. 2ـ حالتی درونی است. 3ـ نشانه‏های بیرونی دارد. 4ـ در رفتار و گفتار بروز می‏کند. 5 ـ با رفتار و نشانه‏های متناقض، سازگار نیست. 6ـ نه از موضع ناتوانی بل از بلندای عزّت و اقتدار، صورت می‏بندد. حفظ عفاف بدون رعایت نشانه‏های آن ممکن نیست. عفّت نمی‏تواند یک امر صرفا درونی باشد و هیچ علامت بیرونی نداشته باشد. و یکی از نشانه‏های عفاف، پوشش است. عفاف بدون رعایت پوش ش، قابل تصوّر نیست. نمی‏توان به زن یا مردی، «عفیف» گفت در حالی که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‏شود . پوشش، نشان عفاف است. در خصوص اندازه وابستگی پوشش با حجاب، استاد مطهری می‏نویسند: «حیا و عفاف از ویژگیهای درونی انسان است و حجاب به شکل و قالب و نوع و چگونگی پوشش بر می‏گردد. استاد حجاب و پوشش را نشانه عفاف می‏داند: ایشان در تحلیل آیه 59 سوره احزاب، خداوند به پیامبر دستور می‏دهد که به همسران و دختران و زنان مؤمن فرمان دهید جلباب (پارچه‏ای که تمام بدن را بپوشاند) به خود گیرند، می‏نویسند: «بنابراین در این فراز قاعده‏ای کلّی بیان شده که زن مسلمان چنان رفت و آمد کند که علائم وقار و عفاف از او هویدا باشد.»(2)
تفکیک "عفاف" از "حجاب"!
گفتیم که پوشش، ارتباط بنیادی با عفاف داشته و نمی‏شود کسی طرفدار حیا و عفاف باشد ولی با اصل پوشش مخالف باشد. پوشش اسلامی کاملترین گونه رعایت عفاف است. اگر بین حجاب و عفاف، جدایی اندازیم دو مشکل عمده رخ می‏نماید:(3) 1ـ جدایی بین عفاف و حجاب تا کجا می‏تواند پذیرفتنی باشد؟ و «اگر زنان بدون حجاب، عفیف و پاک هستند، آیا مردان نیز چنین‏اند، و هوسبازی نمی‏کنند و از هرزگی دست برمی‏دارند.»(4) قانونگذار ضمن توجه به حال و روانشناسی مردان، برای زنان در باب پوشش بدن، قانونگذاری می‏کند و با همه‏جانبه‏نگری و نگاهی متعالی به زن و مرد، خویشتن‏داری را برای هردو توصیه می‏کند .

خودنمائی و تحریک مردان (تبرّج)

آیا تمایل و گرایش به زیبا نمایی در جمع مردان و بی‏میلی در زیبا نمایی در کانون گرم خانواده، می‏تواندنشانه عفّت باشد؟! این دیدگاه که بدون حجاب و با آرایش و جلوه‏گری می‏توان حضوری انسانی (و نه جنسی) در جامعه داشت و عفیف بود، به شوخی بیشتر شبیه است تا سخنی قابل دفاع.
امکان ندارد کسی با تمام توان، دیده دیگران را به زنانگی و صفات جنسی‏اش فرابخواند و در همان حال از آنها بخواهد که به ظاهر من ننگرید و به درون من بنگرید که انسانی عفیف و خویشتن‏دار هستم!!

فریبکاری مردانه، بردگی زنانه

روزگاری نه چندان دور، زن را به جرم زن بودن در خانه حبس می‏کردند و شاید سخت‏گیری آنچنانی در گذشته، سهل‏انگاری این چنین در روزگار جدید را فرا روی بشر قرار داده و زنان را در انظار عمومی به حراج گذارده است. در گذشته، جسم زن، دربند خشونت‏طلبی مرد بود و این بار، روح زن در اسارت فریبکاری او است، مگر همین مرد مدرن نبود که نیروی کار مردان را برای فن آوری و صنعت پیشرفته‏اش کافی نمی‏دید و با فریب کاری و نیرنگ نیروی کار زنان و مصرف بی‏اندازه استعدادهای زنانه آنان دست یافت.

بنیانهای فلسفی "عفاف"

1ـ نگاهی انسانی به انسان: انسان می‏تواند تعالی پیدا کند و خردگرای فرهیخته شود یا سقوط کند و به لذّت‏گرای نابخرد، تبدیل گردد و یا در نهایت به حیوانی خشونت‏طلب، تغییر هویّت دهد. نگاه اسلام به انسان، نگاهی متعالی است و از منظر خردگرایی شرافت‏مندانه و خداجویی عزّت مدارانه، انسان را می‏نگرد و می‏خواهد که نگاه من به تو، تحت تأثیر مؤلّفه‏های دیگری، غیر از برابری انسانی و تقوا، قرار نگیرد. عفاف، هوشمندانه‏ترین حالت کنترل نفس و اعمال قدرت در حوزه شخصیت خویش است که تلاش در برجسته و شفاف کردن انسانیّت انسان دارد و از جلوه‏گری و عشوه‏گری جنسیّت‏مدار جلوگیری می‏نماید.
.«خویشتن‏داری»، توانایی برجسته روحی به انسان می‏دهد تا وی در برابر هجوم سرکش هوی و هوس پایداری کند و در فراز و فرود زندگی، به کمال رسد. 2ـ کمال‏گرایی انسان: خصلت انسانی "خویشتن‏داری"، باید حفاظت شود و اساسی‏ترین فلسفه معنوی "پوشش" در میان اقوام، ملل، تمدّنها و ادیان، حفظ همین خصلت انسانی حیا و عفّت است. اسلام، طرفدار این ویژگی انسانی است و زن و مرد را به رعایت آن برای رسیدن به کمال و فضیلت فرامی‏خواند، در کانون خانواده نیز زن و شوهر را توصیه به رفتاری انسانی می‏کند و کُنِش جنسی میان زن و شوهر و لذت‏گرایی مشروع و قانونمند را نیز در همین راستا توصیه می‏کند.

آثار "عفاف"

«خویشتن‏داری»، توانایی برجسته روحی به انسان می‏دهد تا وی در برابر هجوم سرکش هوی و هوس پایداری کند و در فراز و فرود زندگی، به کمال رسد. انسانی که اعتقاد به اصول و ارزشها دارد؛ در واقع، به سرچشمه همه مهربانی‏ها، لطافت‏ها، عاطفه‏ها، عشق‏ها، زیبائی‏ها و هنرمندی‏ها و ابداع‏ها ایمان دارد. برخی دیگر از برکات عفاف عبارتند از:
آرامش روحی فرد و جامعه (بهداشت روانی): با عفاف و خویشتن‏داری می‏توان از هرز رفتن استعدادها، توان‏ها و امکانات جلوگیری نمود . پایبند نبودن به حجاب، آرامش خانواده و جامعه را برهم زده و به التهاب دامن می‏زند: «فلسفه پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع از نظر اجتماع خانوادگی اینست که همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت کردن او به شمار می‏رود؛ »

پی نوشتها :

1ـ راغب اصفهانی ـ معجم مفردات الراغب ـ ص 350
2- شهید مطهری ـ مسئله حجاب ـ ص 52 الی 57
3-همان
4- همان
5- شهید مطهری ـ تعلیم و تربیت در اسلام ـ ص 106 ـ انتشارات الزهراء

مرکز امور زنان با تلخیص
سایت تبیان

[ ۱۳٩٠/٧/٢۱ ] [ ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ ] [ ونایی ]

من می‌گویم چادر، هم بهترین نوع حجاب است و هم یک نشانه ملی ماست که هیچ منافاتی با هیچ نوع تحرکی از زن ندارد. اگر واقعا کار اجتماعی وکار سیاسی و کار فکری به معنای تحرک باشد، لباس رسمی زن می‌تواند چادر باشد که بهترین نوع حجاب است. البته می‌توان محجبه بود ولی چادر نداشت منتها همین‌جا هم باید آن مرز را پیدا کرد.
عده‌ای از چادر فرار می‌کنند به خاطر اینکه هجوم تبلیغاتی غرب دامن گیرشان نشود. اما از چادر فرار می‌کنند به آن حجاب واقعی بدون چادر هم رو نمی‌آ‌ورندچون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار می‌دهد.
تصور نکنید اگر مافرضاً چادر را کنار گذاشتیم آن مقنعه کذایی را.. درست کردیم دست از سر ما بر می‌دارند، آنها به این چیزهای قانع نیستند بلکه می‌خواهند همان فرهنگ منحوس خودشان را در اینجا مثل زمان شاه که زن اصلاً حجاب و پوشش نداشت عمل شود.
رضاخان این مرد قلدر نادان بی‌سواد آمد و خود را در اختیار دشمن قرار داد. یکباره لباس این کشور را عوض کرد، بسیاری از سنتهای مردم را تغییر داد، دین را ممنوع کرد...
شما ببنید در وضع امروز چقدر رسواست که یک پادشاهی یکباره لباس ملی یک کشور را عوض کند شما به اقصی نقاط دنیا مثل هند سفر کنید. ملتها لباس ملی خودشان را دارند وبه آن افتخار می‌کننند و از آن احساس سرشکستگی هم نمی‌کنند ولی آنها آمدند یکباره لباس ملی این ملت را ممنوع کردند. چرا با این لباس نمی‌شود عالم شد! و حال این که بزرگترین دانشمندان ایرانی که آثار آنها هنوز در اروپا تدریس می‌شود با همین فرهنگ، لباس و در همین محیط پرورش یافتند. مگر لباس چه تاثیری دارد؟
این چه حرف و منطق مسخره‌ای است که مطرح کردند؟ آنها لباس یک ملت را عوض کردند؟ چادر را از سرزنها برداشتند و گفتند با چادر غیرممکن است که زنی عالم و دانشمند بشود و در فعالیت اجتماعی شرکت بکند! سوال من این است که با برداشتن چادر در کشور ما زنها تا چه اندازه در فعالیتهای اجتماعی شرکت کردند؟ مگر در دوران رضاخان و پسرش فرصتی داده شد تا زنهای ما در فعالیتهای اجتماعی شرکت کنند.
زنهای ایرانی زمانی وارد فعالیت اجتماعی شدند و کشور را با دستهای توانای خود متحول کردند و مردهای این کشور را به دنبال خود به میدان مبارزه کشیدند که چادر سرشان کردند

[ ۱۳٩٠/٧/۱۱ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ] [ ونایی ]

آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینی.
1- بهداشت روانی اجتماع و کاهش هیجان‏ها و التهاب جنسی که سبب کاهش عطش سیری ناپذیری شهوت است.
2- تحکیم روابط خانوادگی و برقراری صمیمیت کامل زوجین.
با
رواج بی حجابی و جلوه گری زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعی محدودیت و
پایان آزادیهای جنسی خود تلقّی میکنند وافراد متأهل هر روز در مقایسه‏ای
خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار میگیرند. این مقایسه‏ها، هوس را
دامن زده و ریشه زندگی را میسوزاند.
3- استواری اجتماعی و استیفای نیروی کار و فعالیّت‏
دختر
و پسری که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانی شوند، از تمرکز و کارآیی
آن‏ها کاسته میشود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروی فکری و کاری
است.
4- بالارفتن ارزش واقعیت زن و جبران ضعف جسمانی او
حیا، عفاف و
حجاب زن میتواند در نقش عاطفی او و تأثیرگذاری بر مرد مؤثر باشد. لباس زن
سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکی از وسائل مرموز
برای حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است.
اسلام حجاب را برای
محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه برای مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا
اسلام راضی به حبس، رکود و سرکوبی استعدادهای زن نیست، بلکه با رعایت عفاف
و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانی
و تجاری منع کرده است.
در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه میباشد
که در صدد کام جوییهای آزاد و بی حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این
گروه از مردان منظور است.علاوه بر مطالب فوق استاد مطهری در بیان این که
چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید: اما علت این که در اسلام دستور
پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایی و خودآرایی
مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچی،
همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی. میل زن به
خود آرایی از حس شکارچیگری او ناشی میشود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که
مردان لباس‏های بدن نما و آرایش‏های تحریک کننده به کار برند. این زن است
که به حکم طبیعت خاص خود میخواهد دلبری کند و مرد را دل باخته و در دام
علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگی، از انحراف‏های
مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است". به عبارت
دیگر: جاذبه و کشش جنسی و زیبایی خاص زنانه و تحریک پذیری جنس مردانه، یکی
از علت‏های این حکم است. توصیه و دستور الهی به پوشش و حجاب برای زنان، به
منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایی از این قبیل که تنها فریب
شیطانیاند نمیباشد، بلکه در واقع برای آگاهی دادن به گوهر ارزشمند در وجود
زنان است که باید از آن مراقبت و شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این
کاملاً معقول است که هر چیزی ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشتری را
میطلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار برای مطامع
سودپرستان در نیاید.
به یاد داشته باشیم که غریزه جنسی، نیرومند و
عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش‏تر میگردد، همچون آتش که هر چه به
آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر میشود، و شهوت خود را به صورت یک عطش روحی
و خواست اشباع نشدنی در میآورد. و وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن
عده‏ای به همجنس بازی نشانه آشکاری از این حالت است.بنابراین رعایت نکردن
پوشش اسلامی توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال
ندارد، بلکه موجب طغیان غریزه جنسی آنان نیز میگردد و پس از مدتی باعث
دلزدگی و بی معنایی آن خواهد شد.در مورد مردان نیز این گونه نیست که
بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها می تواند به
هر صورتی باشد بلکه مردان نیز در این جهت با محدودیت های خاص خود نسبت به
پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و
کارهای سخت و به جهاتی که در بالا ذکر شد با زنان متفاوت است.

[ ۱۳٩٠/٧/۱۱ ] [ ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ ونایی ]

حجاب زینت بانو ی ایرانی

 

ازبی حجابی است اگر عمر گل کم است خواهرنهفته باش وهمیشه گل باش ش:نظام

حجاب اسلامی پرچمی است که زنان مسلمان بر تارک وجود خویش برافراشته اند

ونشان دهنده استقلال وازادی "ازبند شیطان درونی است   

حضرت زهرا(س)                                                                    

برای زنان بهتراست که (بدون ضرورت )مردان نامحرم رانبیند ونامحرمان نیزانها نبیند             

                    فایده های حجاب

1-نزدیکی به خداوند

2-سلامت دنیاواخرت

3-نورانیت قلب ،دورشدن ازفساد

4-بی اعتنایی به فریبکاری شیطان

5-اطاعت ازخالق همیشه ناظر

6-عملی ساختن دستورات پیامبران

 

[ ۱۳٩٠/٧/٧ ] [ ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ] [ ونایی ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب